معرفی مکان هنری و موزه ها در پاریس-دی 94

یکشنبه 13 دی 1394  05:01 ق.ظ

بزرگ ترین مجموعه هنرهای معاصر در پاریس

این موزه نه تنها حاوی شاهکارهای هنری هنرمندانی چون پیکاسو، دوشان و میرو است، بلکه پذیرای اثر 50000 هنرمند دیگر در قرن 19-20 به سبک های کوبیسم، سوررئالیسم و مفاهیم انتزاعی است. برای دیدن مجموعه اصلی، از طبقه همکف بلیط تان را بخرید و سپس با آسانسور به طبقه چهارم بروید. تا آثار پس از دهه شصت را ببینید.

معرفی مکان هنری و موزه ها در پاریس-دی 94

نمایشگاه هنرهای معاصر نیز در طبقه همکف قرار دارد. در بخش جنوبی گالری نیز آثار هنرمندان جوان و زیر 40 سال قرار دارد. در بخش جنوبی گالری نیز این آثار هنرمندان جوان و زیر 40 سال قرار دارد. اگر از قدم زدن در موزه لوور یا بازدید از برج ایفل خسته شده اید، مرکز پمپیدو می تواند یک انتخاب مناسب برای بازدید از یک مرکز فرهنگی است.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها



کتابخانه عمومی اطلاعات

این موسسه هنری و فرهنگی شامل یک کتابخانه عمومی بزرگ نیز است که از بهترین دیدنی های پاریس و جاذبه های فرانسه به شمار می رود. کتابخانه عمومی اطلاعات یک سازمان دولتی کاملا مستقل بوده و هدف اصلی این کتابخانه تسهیل دستیابی عموم مردم به اطلاعات بوده و مجموعه بزرگی از دایره المعارف های فرانسوی و خارجی را در دسترس عموم قرار می دهد. این کتابخانه عمومی که ورود آن برای عموم آزاد است، در سه طبقه از مرکز ژرژ پمپیدو مستقر است و بیش از صدها هزار جلد کتاب، نشریه، هزاران فیلم مستند و... را در اختیار مراجعه کنندگان قرار می دهد.

کتابخانه عمومی اطلاعات به طور متوسط 15 هزار مراجعه کننده در روز دارد و تمامی اسناد و مدارک گوناگون مورد استفاده بازدیدکنندگان را دارا است. این کتابخانه ارتباط مداومی با کلیه مراکز فرانسوی و خارجی داشته و در چارچوب همایش ها و دوره های تحقیقاتی نقش آموزشی خود را دنبال می کند.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

 همچنین این کتابخانه فضاهای ویژه ای را نیز در اختیار مراجعه کنندگان قرار می دهد: کتابخانه نرم افراز، بانک نوار با بیش از هزار کاست، یک مرکز زبان جهت آموختن بیش از صد زبان و لهجه مختلف خارجی، محل مخصوص جهت استفاده از نشریات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شامل جدیدترین شماره بیش از 1000 روزنامه و مجله و هفته نامه.

مرکز ژرژ پمپیدو در فرانسه به مفهوم موزه شرافتی دیگر بخشید. مفهومی که در زمان ایجاد این موزه در رکورد به سر می برد. موفقیت این مرکز، سرچشمه ایجاد موسسات موزه ای پرشمار دیگری در سال های دهه 80 و 90 شد. اگر در تعطیلات کریسمس گذرتان به پاریس خورد، تماشای این موزه پرجاذبه و خیره کننده را از دست ندهید.



خیابان های کافه محور

بلوار مونت پارناس

محله مونت پارناس یکی از جاذبه های گردشگری در پاریس در ساحل چپ رود سن و مرکز بلوار مونت پارناس است. این مکان به علت استودیوهای موسیقی و کافه های خود مشهور است. رستوران های معروفی چون برتون که به خاطر پنکیک های فرانسوی اش معروف است، در حوالی این بلوار قرار گرفته است. ایستگاه بزرگ مترو مونت پارناس و بلندترنی برج مسکونی تجاری و اداری پاریس با نام برج مونت پارناس نیز در این محله واقع است.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

این محله یکی دیگر از بهترین دیدنی های پاریس و جاذبه های فرانسه به شمار می رود. بعد از جنگ جهانی دوم این محله شاهد گردهمایی بزرگان دنیای هنر مانند نقاشان، مجسمه سازان، نویسندگان، شاعران و آهنگسازان بوده است. هنرمندان زیادی از سراسر دنیا به این محل می آمدند تا از فضای خلاقانه این کافه ها و قیمت های پایین اجاره در اقامتگاه های اطراف آنها، در جوی آرام بهره مند شوند. بسیاری از این هنرمندان آن زمان مشهور نبودند و حتی با فروش اثرهای شان روزگار می گذراندند.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

هنرمندانی که به این محل رفت و آمد داشتند از پابلو پیکاسو گرفته تا ارنست همینگوی، ساموئل بکت، ماکس ژاکوب، خولیو گونزالس و... این بلوار و کافه هایش را پاتوق خود ساخته بودند. کافه های مونت پارناس محل مناسبی برای تجمع این افراد مشهور و به اشتراک گذاری ایده های شان بود. شاید کسی آن روزها فکر نمی کرد که این کافه ها خاستگاه اثرهای هنری شود که بعدها در موزه های بزرگ جهان نگه داری شوند؛ یکی از کافه های مرکزی این منطقه بعدها به نام پیکاسو تغییر نام داد.



بلوار سن میشل

کوچه های باریک منتهی به بلوار «سن میشل»، مرکز تجمع کافه ها است. رستوران هایی کوچک و بزرگ گه تنگ هم، رو به روی کلیسای نوتردام قرار گرفته اند. مغازه دارها در هر فصلی که باشد، دم در ایستاده اند و شما را به داخل دعوت می کنند.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

کوچه های سن میشل یکی از بهترین مکان ها برای گذراندن شب در پاریس است. با چند بار بالا و پایین کردن کوچه ها و خواندن منوی غذای نصب شده در سردر کافه ها، انتخاب خوبی خواهید داشت. پاریس شهر غذاها، کافه ها و رستوران ها است.



کافه رستوران پروکوپ

این کافه نزدیک کلیسای نوتردام، یکی از قدیمی ترین کافه رستوران های پاریس قرار دارد و «پروکوپ» نام گرفته است. در همان محوطه ورودی کافه، روی دیوار سمت چپ تابلوی بزرگی بر دیوار نصب شده که درونش یک کلاه نظامی فرانسوی دیده می شود. به شما خواهند گفت که این کلاه را یکی از مشتریان این کافه، افسری بنام «ناپلئون بناپارت» شبی در این کافه جا گذاشته است.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

 در میان میزهای متعددی که در 9 سالن مختلف این کافه برای مشتریان تعبیه کرده اند. یکی از میزها با تابلوی کوچکی مزین شده که رویش نوشته اند این میز متعلق به ولتر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی است که اوقات خود را در این کافه به مطالعه، مباحثه با صاحب نظران و نوشتن مطلب می گذارنده است؛ در دوران پس از انقلاب، این کافه به مرکزی برای گردهمایی ادبا و فیلسوفان معروف قرن نوزدهم و بیستم فرانسه تبدیل شد.

ویکتور هوگو، بالزاک، آناتول فرانس، لافونتین، بخشی از شخصیت هایی هستند که هویت تاریخی این کافه را با حضور خود برجسته کرده اند. در این کافه و رستوران ها علاوه بر دیدن میزی که شخصیت مهم تاریخ، اوقات شان را آنجا می گذارندند، می توانید طعم غذاهای متنوع فرانسوی و بین المللی را بچشید.



کافه فلور

کافه فلور در کنار مراکز و مجتمع های لوکس پاریس یکی از جاذبه های گردشگری این شهر است که در بلوار سن ژرمن واقع شده، در سال 1887 در اوایل سومین جمهوری فرانسه افتتاح شد و نامش را از مجسمه ای که در آن سوی بلوار قرار داشت به عاریت گرفت.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

از سال 1994 این کافه برگزاری نخستین دوره جایزه سالانه ادبیات به نویسندگان فرانسوی را آغاز کرده است و هر سال در ماه سپتامبر، پذیرای هیات داوری جایزه ادبی «دوفلور» است که جایزه ای را به نویسنده جوان برگزیده اهدا می کند. کافه فلور محل رفت و آمد روشنفکران بسیاری از جمله ژان پل ساتر و سیمون دوبوار بود و اکنون میز و صندلی آن به اسم خودشان در این کافه محفوظ مانده است. ژان پل سارتر و سیمین دوبوار بیشتر اوقات خود را در خدمت شاگردان، علاقه مندان، همکاران و دوستداران شان بودند.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

 این گروه می دانستند که هر وقت بخواهند آنها را ببینند باید به کافه فلور سر بزنند. در این کافه آن قدر به آنها تلفن زده می شد که سرانجام صاحب کافه یک خط تلفن اختصاصی به آنها داد. آنها این کافه را خانه خود کرده بودند.

میز هنرمندان، میز به قدمت تاریخ

شاید در گذرد به پاریس و کافه های مشهور آن میزی توجه شما را جلب کند که نامی رویش نوشته شده و کسی حق نشستن روی آن را ندارد. این نام اسامی هنرمندان مشهوری است که آن کافه پاتوق شان بوده و در گذر زمان آن میز و صندلی به نام آنها برای شان حفظ شده است.

معرفی مکان هنری و موزه ها در پاریس-دی 94 2

هنوز در پاریس صندلی و میز سیمون دو بوار، ویکتور هوگو، والتر، ژان پل سارتر و هنرمندان مشهور دیگر برقرار است و خود همین میز و صندلی جاذبه توریستی اش برای آن کافه شده است. این کافه ها محلی برای ساختن داستان، ملاقات های اجتماعی و محلی آرامش بخش برای خلوت آنها بوده است.

خبرخوان ، جدیدترین اخبار ورزشی و فرهنگی و هنری



نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:یکشنبه 13 دی 1394 | نظرات() 

برچسب ها: موزه های در پاریس ،

راهنمای گردشگری در شهر پاریس 2016 - دی 94

یکشنبه 13 دی 1394  04:55 ق.ظ

قدم زدن در شانزه لیزه و عطر یک قهوه فرانسوی خالص شاید یکی از سرگرمی های هر گردشگری باشد که پاریس را به عنوان مقصد خود انتخاب کرده است.
هفته نامه اوقات خوش - بهار سلیمانی: قدم زدن در شانزه لیزه و عطر یک قهوه فرانسوی خالص شاید یکی از سرگرمی های هر گردشگری باشد که پاریس را به عنوان مقصد خود انتخاب کرده است. پاریس، پایتخت فرانسه یکی از مهدهای تمدن است که به دلیل زیرساخت های مناسب هر ساله میزبان گردشگران و رویدادهای فرهگی بسیاری در دنیاست.

راهنمای گردشگری در شهر پاریس 2016 - دی 94

 این شهر که یکی از ارزان ترین مقاصد گردشگری فرهنگی دنیا شناخته می شود، هر ساله پذیرای حدود 30 میلیون گردشگر است. این پایتخت زیبا علاوه بر داشتن جاذبه های طبیعی و فرهنگی مختلف هر گردشگری را به سوی خود می کشاند. جاذبه هایی مانند موزه ها و عمارت های باشکوه، کتابخانه های قدیمی و کافه های معروف و خیابان های کافه محور که بعضی از آنها را در این گزارش معرفی می کنیم.

مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو

یکی از مراکز فرهنگی پاریس، مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو است که در محل بوبور به خواست ژرژ پمپیدو، رئیس جمهور وقت فرانسه ایجاد و تبدیل به مرکزی برای آفرینش هنرهای مدرن و معاصر شد. ژرژ پمپیدو یکی از شخصیت های ادبی و هنری شاخص فرانسه نیز بود و فرودگاه بزرگ پاریس نیز به نام او نامگذاری شده است.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

 این مرکز یکی از پربازدیدترین مراکز فرهنگی پاریس است. آنچه این مرکز را مشهور ساخته علاوه بر نمای سازه، مجموعه هنرهای مدرن دنیا و سالن های نمایش و سینما و... است که فرصتی فراهم کرده تا بتوانیم پاریس را از زاویه ای دیگر ببینیم.



نمای منحصر به فرد

نمای داخل مرکز پمپیدو به همان اندازه نمای خارجی حیرت آور است. این مرکز در ساختمانی قرار گرفته که پس از بازدید معماری آن را هیچ گاه فراموش نخواهید کرد. ساختمان مرکز پمپیدو که توسط ریچارد راجرز و رنزو پیانو در دهه 70 میلادی طراحی شده است، کانال کشی، دودکش و پله برقی که معمولا در معماری های سنتی پنهان بود را در معرض دید گذشته و نمای خارجی بدیع و پرحاشیه ای را پیش رو همگان قرار داده است.

 برخی منتقدان این نما را به نمای یک پالایشگاه نفت در مرکز شهر تشبیه می کنند. تمامی گردش ترافیکی به بخش جلویی مرکز منتهی می شود: لوله های بیرونی رنگ شده، پدیده ای منحصر به فرد از ساختمان ساخته اند. لوله های تهویه به رنگ آبی، لوله های آّب به رنگ سبز و خطوط برق به رنگ زرد درآمده اند.

گذر از خیابان ها، موزه ها و قهوه خانه ها

آسانسورها قرمزند، کانال کشی های سفید هم پوشش های تهویه بخش های زیرزمینی است. حتی تیرک های فلزی ساختمان نیز قابل مشاهده اند. بدین ترتیب فضای قابل توجهی در داخل حفظ شده است. فضای داخلی این عمارت شامل موزه هنرهای معاصر، کتابخانه، مرکز نمایش و سینماست که توانسته تمام انتظارات را برآورده سازد.

پس از بازسازی مجدد در سال 2000 فضای موزه ها بزرگ تر شد و رستوران نیز به آن اضافه شد. اعمال این تغییرات امکان نمایش آثار و نمایش های بیشتر در زمینه حرکات موزون، تئاتر و موسیقی را فراهم آورده است. علاوه بر این فضای اختصاص یافته به جوانان نیز با گالری جدید کودکان گسترش یافت؛ در گالری کودکان همه ساله دو نمایشگاه برگزار می شود.

راهنمای گردشگری در شهر پاریس 2016 - دی 94 2

از دسامبر 2003 فضای شماره 315 در طبقه اول، ضلع جنوبی مرکز، پیش از گالری جنوبی، در فضایی به مساحت 315 مترمربع پذیرای هنرمندان معاصر است. به خصوص در همین مکان است که هر سال جایزه مارسل دوشان (Marcel Duchamp) اعطا می شود. نمای این مرکز در نظر اول شما را به یاد مسیرهای پرپیچ و خم می اندازد چرا که فضایی پیچیده، مسحورکننده دارد که پس از بازدید تا همیشه در خاطر شما می ماند.

http://zeot.org


نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:یکشنبه 13 دی 1394 | نظرات() 

برچسب ها: راهنمای گردشگری ،

10 فیلم برتر سال 2015 از دیدگاه کاربران - دی 94

یکشنبه 13 دی 1394  04:45 ق.ظ

نگاهی به بهترین های سینمای سال ۲۰۱۵ از جمله دو مستند عالی و اپیزودهای تازه ای از مجموعه های سینمایی پرفروش که کسی جای خالی آنها را حس نمی کرد.
برترین ها: نگاهی به بهترین های سینمای سال ۲۰۱۵ از جمله دو مستند عالی و اپیزودهای تازه ای از مجموعه های سینمایی پرفروش که کسی جای خالی آنها را حس نمی کرد.

۱۰- ایمی

بهترین‌های سال ۲۰۱۵؛ ده فیلم تماشایی

ایمی واینهاوس خواننده بریتانیایی فقط دو آلبوم منتشر کرده بود و در همان چند سال شهرت قبل از مرگش در سن ۲۷ سالگی، اعتیاد به الکل و سایر جنبه های زندگی شخصی عنان گسیخته او به حدی توسط رسانه ها پوشش داده شده بود که کسی حدس نمی زد یک مستند بتواند جنبه ها و زوایای تازه ای از زندگی او را کشف کند. ولی دقیقا به همین دلیل فیلم "ایمی" ساخته آصف کاپادیا مستندی گویا و روشنگر است.

تصویری که این مستند از ایمی واینهاوس ارائه می کند چنان خصوصی و تکان دهنده است که بیننده احساس می کند این فیلم در مورد ستاره ای است که از او هیچ شناختی ندارد.



۹- ابرهای سیل ماریا (Clouds of Sils Maria)

بهترین‌های سال ۲۰۱۵؛ ده فیلم تماشایی

اگر اینگمار برگمن فیلمساز سختگیری نبود شاید یکی از فیلم های او به نام "سونات پاییزی" ۱۹۷۸ شبیه فیلم "ابرهای سیل ماریا" از کار درمی آمد.

 این فیلم به کارگردانی اولیویر آسایاس درام گیرایی است در مورد زندگی بازیگری (با بازی ژولیت بینوش) که متوجه نمی شود بحران روحی میانسالی که به آن دچار شده بهترین شخصیتی است که تاکنون بازی کرده است.

ژولیت بینوش در ایفای این نقش مجموعه ای سمفونی وار از احساسات را به نمایش می گذارد و کریستین استوارت در نقش دستیار بلندپرواز او بازی‌ای ارائه می دهد که به آینده درخشان او به عنوان یک بازیگر زن خوب اشاره دارد، جین فوندای قرن بیست و یکم.

اولیویر آسایاس عنوان داستان را که در حقیقت یکی از گونه های شکل گیری توده های ابر در آسمان است و نام آن حلقه زدن ماری سفید و ترسناک معنی می دهد، به یک استعاره برای توضیح نیروهای تیره زندگی بدل کرده و از این داستان یک اثر سینمایی شاعرانه ساخته است.



۸- کرید (Creed)

بهترین‌های سال ۲۰۱۵؛ ده فیلم تماشایی

شاید بسیاری از سینمادوستان فکر می کردند آخرین چیزی که حاضرند تماشا کنند یک اپیزود یا دنباله ای از مجموعه فیلم های "راکی" است. اما فیلم کرید به کارگردانی رایان کوگلر، درام روانشناسانه ای که در رینگ بوکس اتفاق می افتد، پر هیجان ترین فیلم سرگرم کننده سال است.

داستان فیلم استاندارد همیشگی و کلیشه ای فیلم های مشت زنی است ولی هر نگاه دوربین و صحنه هایی که شکار شده شاهدی است از جسارت و نوآوری این کارگردان.

مایکل بی جوردن در نقش پسر آپولو کرید نوع جدیدی از بازیگری حرفه ای را ارائه می دهد، آن قدر خونسردانه است که به نظر می رسد بازیگری او زیر نقاب پنهان شده ولی در عین حال یک احساس عمیق آسیب پذیری را نیز نشان می دهد که یادآور بازی سیلوستراستالونه در اولین قسمت از مجموعه "راکی" است.

سیلوستر استالونه در این فیلم نقش قوی ای دارد و در واقع نسخه ای ورشکسته ولی تسلیم نشده از گذشته خودش را ارائه می دهد. شاید کمی سطحی و کهنه به نظر بیاید ولی سیلوستر استالونه به این شخصیت روح بسیار قوی داده است.


کناف - انجام پروژه های مهندسی عمران - پایان نامه مدیریتآبپاش مخفی شونده - ساخت سوله 



نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:جمعه 21 اسفند 1394 | نظرات() 

برچسب ها: 10 فیلم برتر سال 2015 ، فیلم برتر سال 2015 ،

صحبتی کوتاه ولی شیرین با شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون !

یکشنبه 13 دی 1394  04:38 ق.ظ

قرار گفت و گوی ما با شقایق دهقان افتاد به یک صبح پاییزی در محوطه باغ انجمن خوشنویسان. باران تازه قطع شده بود و آسمان تهران به طرز بی سابقه ای آبی بود.
ماهنامه تبار - علی رستگار: قرار گفت و گوی ما با شقایق دهقان افتاد به یک صبح پاییزی در محوطه باغ انجمن خوشنویسان. باران تازه قطع شده بود و آسمان تهران به طرز بی سابقه ای آبی بود. در حالی که هوا به شدت دو نفره بود، ما پنج نفره بودیم. دو خواهر شقایق دهقان که او را همراهی می کردند، دقیقا به اندازه خود او چهره صمیمی و بی شیله و پیله ای داشتند. هوا بس ناجوانمردانه سرد بود، اما ما گفت و گوی گرمی داشتیم.

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

سعی کردیم ترتیب سوالات براساس تایم لاین زندگی شقایق دهقان باشد. او این روزها از برخورد بخشی از جامعه، بعد از اجرا در مسابقه خندوانه مایوس شده. آنقدر که خودش می گوید که شاید این سرخوردگی در کارهای بعدی او تاثیر بگذارد. این طور که فهمیدیم خانم کمدین نیاز به دلجویی دارد. باز جای شکرش باقی است او در شبکه های اجتماعی عضو نیست وگرنه معلوم نبود در مقابل پرخاش های مرسوم در آن فضا چه بلایی سرش می آمد.

اگر در همان آلمان که متولد شدی، بزرگ می شدی به نظرت الان کجا بودی و چه می کردی؟

واقعا تصوری ندارم. فقط این را می دانم که از کودکی خیلی به بازیگری علاقه داشتم. الان حتی نمی دانم سینمای آلمان چه وضعیتی دارد. در کل دو تا فیلم آلمانی هم بیشتر ندیده ام که البته فیلم های خوبی هم بودند. دقیقا نمی دانم چه اتفاقی می افتاد، ولی فکر می کنم همین کار را می کردم که الان می کنم.

اولین بار در چند سالگی این حس را تجربه کردی که کسی را دوست داشته باشی و طرف مقابل بی خبر باشد؟

من تقریبا هر کس را که دوست داشتم باخبر بوده. چون اصولا بلد نیستم چیزی را پنهان کنم. هرچیزی که در دلم باشد را می گویم. ترسی هم از این ندارم که طرف مقابل چه واکنشی شنان می دهد.

در این هوای بارانی امروز تهران، دوست داشتی با کدام یک از این گزینه ها قدم بزنی؟ الناز شاکردوست، نغمه ثمینی یا مریل استریپ؟

با نغمه ثمینی. اتفاقا مدت هاست او را ندیده ام و الان هوس کردم کاش اینجا بود و با هم قدم می زدیم.

مهم ترین چیزی که در زندگی بی خیالش شدی چی بوده؟

در زندگی بی خیال رانندگی شدم و اصلا هم از این موضوع ناراحت نیستم.

اگر به توصیه پدرت عمل می کردی و مهندس می شدی، الان مهندس چی بودی؟

در دوران دبیرستان رشته ریاضی خواندم و اتفاقا ریاضی هم دوست داشتم. شاید مهندس مکانیک می شدم.

در دانشگاه سراسری دختران هم می توانند این رشته را بخوانند اما در دانشگاه آزاد نه...

شما فکر می کنید من فقط دانشگاه آزاد قبول می شدم؟

خودم هم یک دانشگاه آزادی هستم...

من سه بار دانشگاه آزاد، رشته نمایش قبول شدم اما نرفتم، چون اعتقاد دارم در کشور ما تجربه کاری مهم تر از تحصیل است. من از 18 سالگی با تئاتر عروسکی کارم را آغاز کردم. همزمان درس هم می خواندم تا دانشگاه قبول شوم. در همان مقطع متوجه این موضوع شدم که در تمام دنیا همه تحصیل می کنند تا درآمدشان از افراد دیگر بالاتر رود اما در کشور ما این طوری نیست.

اینجا کسانی که تحصیل کرده اند باید بروند انتهای صف کسانی بایستند که کر کردند و تجربه دارند. بنابراین از همان زمان سعی کردم تجربه کسب کنم. این هم یکی از موارد مهمی است که در زندگی بی خیالش شدم و اصلا پشیمان نیستم.

بین شغل هایی که تا به حال تجربه کرده ای در کدام بی استعدادتری؟ بازیگری، نویسندگی، طراحی صحنه یا عروسک گردانی؟

تا به حال طراحی صحنه انجام نداده ام و اصلا استعدادی هم ندارم. البته مهراب تجربه طراحی صحنه دارد، حتی طراحی خانه خودمان را هم من انجام نمی دهم و به مهراب می سپارم.

آیا مهراب از نظر روان شناسی نِرد محسوب می شود؟ زندگی با چنین آدمی چه جذابیت و سختی هایی دارد؟

دیروز خواهرم یک مسیج برای من فرستاد با این مضمون که وقتی همسرتان به خانه می آید آیا از او به گرمی استقبال می کنید؟ اما من فکر کردم که این اتفاق هیچ وقت برای من نمی افتد چون شوهر من هیچ وقت از خانه بیرون نمی رود که من به گرمی به استقبالش بروم.

خودم هم قبلا نویسندگی را تجربه کردم، اصلا با مهراب حین یک پروژه که هر دو نویسنده بودیم آشنا شدم، بنابراین شرایط شغلی او را درک می کنم.

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

در کل فضای خانه ما براساس کار مهراب شکل گرفته است. برای مثال فرزند من از دو یا سه سالگی می دانست که صبح ها نباید سر و صدا کند چون پدرش خواب است. اکثر نویسنده ها شب ها کار و روزها استراحت می کنند.

منظورتان از کارکردن شب تا صبح همان فیلم و سریال دیدن است دیگر؟

معلوم است با همان یک مصاحبه ای که با او داشتید، خیلی خوب نسبت به او شناخت پیدا کردید.

برگ برنده شما در مسابقه خندوانه کاراکتر خانم شیرزاد بود. این ایده را چه کسی داد؟

اجرای خانم شیرزاد در مسابقه ایده مهراب بود. اجرای دومم را پیمان طراحی کرد و مهراب نوشت.

در فصل اول خندوانه 14 جلسه استندآپ کمدی اجرا کردم. در فصل دوم حضورمان کمرنگ شد چون می گفتند خوب نیست یک خانم بیاید چیزی تعریف کند و بقیه بخندند. این محدودیت ها به هر حال در صدا و سیما وجود دارد. پیشنهاد مهراب این بود که من در یکی از اجراهای فصل دوم خانم شیرزاد را اجرا کنم. خودم هم موافق بودم چون مرتب از مردم می شنیدم که آن نقش را دوست دارند و می پرسند چرا ساختمان پزشکان 2 را نمی سازند تا دوباره خانم شیرزاد را ببینیم.

وقتی مسابقه شروع شد و قرعه من با رضا شفیعی جم افتاد، مطمئن بودم نمی توانم برنده بشوم. برای همین احساس کردم الان باید برگ برنده ام را رو کنم.

جالب اینجاست بعضی از من ایراد می گرفتند که چرا کاراکتری که در یک سریال دیگر بازی کردم را در برنامه دیگری اجرا می کنم، بارها مجبور شدم توضیح بدهم این کار را خیلی از کمدین های مشهور دنیا انجام می دهند.

این شخصیت خانم شیرزاد از کجا آمده؟ از کسی الگو گرفتید؟

ریشه این شخصیت از یک سریالی است که مهراب سال ها پیش آن را طراحی کرد به نام «باشگاه بیکاران جوان». فکر می کنم سال 79 یا 80 نوشته شد، ولی این سریال هیچ وقت ساخته نشد...

چرا ساخته نشد؟ بدآموزی داشت؟

نه. داستان در مورد این موسسات کاریابی بود که در آن زمان مد شده بود. من خیلی از طرح ها و فیلمنامه هایی که در گذشته نوشتیم را نگه می دارم و دور نمی اندازم.

یکبار حین مرور متن های قدیمی آن سریال به کاراکتر یک منشی برخوردم شبیه همین منشی سریال ساختمان پزشکان، البته نه به این پختگی. از طرفی مهراب قبلا در شرکتی کار می کرد که یک منشی با همین خصوصیات داشت.

یعنی واقعا برای طرف باید توضیح می دادند که خانم محترم کامپیوتر را با دکمه پاور کیس خاموش نکن! باید از داخل محیط ویندوز شات داون کنید. هر کاری هم به او می گفتند اشتباه انجام می داد. در عین حال خیلی هم اعتماد به نفس داشت، یعنی معتقد بود هر کاری که انجام می دهد، درست است و همکارانش اشتباه می کنند. این ماجرا مربوط به 12 سال قبل از نوشتن ساختمان پزشکان است.

واکنش مردم بعد از اجرا در مسابقه خندوانه چطور بود؟

بعد از اجرای استندآپ کمدی خیلی اتفاقات عجیبی افتاد. در دور اول که من با رضا شفیعی جم مسابقه دادم اصلا فکر نمی کردم برنده شوم اما در دور دوم مطمئن بودم که وقتی چنین متنی دارم حتما برنده خواهم شد.

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

زمانی که پیمان لطف کرد به من مشاوره داد حس کردم این متن بیننده را گیج می کند. می ترسیدم مخاطب دچار سوءتفاهم بشود. بعد از اجرا اتفاق بد این بود که به من تهمت ضدمرد بودن زدند. در صورتی که من عاشق مردهای زندگی ام هستم. یعنی پدرم، برادرم، شوهرم و پسرم. پس به هیچ وجه نمی توانم ضدمرد باشم.

سعی کردم کاراکتر کسی را بازی کنم که ظاهرا طرفدار خانم هاست اما بخشی از حرف هایش دقیقا معنی عکس می دهد. برای مثال وقتی می گویم اگر یک خانمی بخواهد پارک کند 10 دقیقه کوچه را بند می آورد، منظورم زیر سوال بردن آن رفتار خانم هم هستم. بعد از این ماجراها پیش خودم گفتم مسئولان تلویزیون حق دارند که همیشه به ما می گویند واضح و روشن حرف تان را به مردم بزنید. ظاهرا هنوز جامعه ما ظرفیت پذیرش ظرافت این شوخی ها را ندارد.

حالا در فضای مجازی که هر چه دل شان می خواهد می گویند اما در خیابان هم بعضی به من می گویند: «خب هرچی دل تان خواست به آقایان گفتید» حتی خانم ها به من می گویند به چه حقی به مردها توهین کردید؟!

این نظرات چه اهمیتی دارد؟ شما هر طوری شوخی کنید بالاخره به یک قوم و گروه و صنفی بر می خورد...

روحیه من این طوری است که دوست دارم همیشه بیننده را راضی نگه دارم. راستش کمی ترسو هم هستم. از اینکه تهمت چیزی که نیستم را بشنوم، ناراحت می شوم. من توقع بیشتری داشتم.

فکر می کردم مردم متوجه شوخی هایم می شوند. این اتفاقات اخیر روی کارهای بعدی من قطعا تاثیر خواهدگذاشت.

بعضی در زندگی شخصی شان هم همین روحیه را دارند و دائم می خواهند همه را راضی نگه دارند. حتی اگر از کسی دروغی هم بشنوند که از غیرواقعی بودن آن مطمئن هستند، به روی خودشان نمی آورند تا مبادا باعث خجالت زدگی طرف مقابل بشوند...

من دقیقا همین طور هستم. در این شرایط خودم استرس این را می گیرم مبادا طرف مقابل بفهمد که می دانم دارد دروغ می گوید این یک نوع مریضی است. ریشه این روحیه من در این است که از کودکی پدرم به من تکرار می کرد باید طوری رفتار کنی که همه شقایق را دوست داشت باشند، حتی بعد از ازدواج هم مهراب به من همین را می گفت.

سر کار با هر کسی مشکل پیدا می کردم مهراب می گفت تو نباید واکنشی نشان بدهید چون تو را همه دوست دارند، البته یک بار یکی ازدوستانم گفت اگر غیر از این بود در جایگاه فعلی ات نبودی یعنی من این سختی را به جان خریدم که در عین حال بتوانم کاراکتری پیدا کنم که دوستم داشته باشند.

هیچ وقت به این فکر کردی که در اوج خداحافظی کنی؟

من از سال 81 به عنوان یک کمدین زن در سریال پاورچین بازی کردم و نقشم دیده شد. تا به امروز عمده فعالیتم کمدی بوده و در اکثر سریال های موفق تلویزیون در این ژانر حضور داشتم.

از جشنواره ها و مسابقه هایی و با خودم می گویم تاحالا برگزار شده و رای آوردم مشخص است از دیدگاه مردم کارنامه قابل قبولی دارم. حالا به خودم می گویم با وضعیت فعلی تلویزیون قرار است مگر چه اتفاق بزرگ تری بیفتد؟ این فکر آدم را مایوس می کند که سقفش همین جا بود؟

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

یعنی معتقدی الان به سقف هنرپیشگی رسیده ای؟

شما به تازگی کار جذاب کمدی و پربیننده در تلویزیون دیدید؟ امید دارید با این سیستم حاکم بر تلویزیون اتفاق خاصی رخ بدهد؟

ما چی کاره ایم؟!

به عنوان یک بیننده امید دارید؟ البته از یک زاویه دیگر هم می توان به موضوع نگاه کرد. همیشه خانم های پا به سن گذاشته ای که بتوانند نقش های کمدی بازی کنند، کم داشته ایم. من دوست دارم بتوانم وقتی به آن سن می رسم آن نوع نقش را هم ایفا کنم. اخیرا مهراب مشغول نوشتن سریالی بود مربوط به دهه 60. به من پیشنهاد شد نقش مادر یک دختر 18 ساله را بازی کنم و دیدم می توانم بدون گریم این کار را انجام دهم، چون 38 سالم است.

کار کردن با کدام کارگردان برای تو خوشایندتر بوده؟

مهران مدیری. من با بیشتر کارگردان هایی که سریال روتین کمدی در تلویزیون می سازند، کار کرده ام. همه را هم دوست داشته ام و از آنها هم چیزهای زیادی یاد گرفته ام. اما به نظرم همه بچه هایی که بعدا در تلویزیون بازیگران موفقی شدند کسانی بودند که در دوره ای با مهران مدیری کار کردند.

مدیری جنس بازی و ریتم را خیلی خوب می شناسد و از بازیگران بازی متفاوتی می گیرد.

مهم ترین چیزی که از مدیری یاد گرفتم همین ریتم در بازی بود.

اینکه قید حضور در شبکه های اجتماعی را زدی به این دلیل است که از رو به رو شدن با مخاطبانت می ترسیدی؟

بله واقعا می ترسم. در فضای مجازی به عده ای که شهامت ندارند رو در روی شما حرف بزنند این موقعیت را می دهید که بیایند هرچه دل شان می خواهد بگویند. من با این مساله موافق نیستم.

خیلی خوشحالم که سایر همکارانم از مهراب گرفته تا بهاره و بهنوش بختیاری در فضای مجازی فعال هستند و طرفدار دارند. به نظرم اینها دارند تحمل می کنند تا فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی جا بیفتد ولی من به شخصه شهامت رو به رو شدن با آن نقدهای بی ادبانه و فحاشی مرسوم در شبکه های اجتماعی را ندارم.

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

اگر فرض کنیم با چنین رفتاری رو به رو شوی چه واکنش نشان می دهی؟

من اگر عضو این شبکه ها بودم قطعا کامنت های توهین آمیز را پاک و شخص توهین کننده را بلاک می کردم، چون معتقدم اگر جواب آن آدم را بدهم انگار او را به موفقیت رسانده ام. برای مثال آن آدمی که اسلحه بر می دارد و می رود در یک مدرسه همه را می کشد، هدفش این است که معروف بشود.

وقتی او را در اخبار نشان می دهند و روی جلد مجلات می رود به موفقیت او کمک شده است. به همان نسبت وقتی شما جواب کسی را که فحاشی می کند می دهید طرف را به هدفش رسانده اید.

علی پروین یک بار در مورد شخصی گفته بود: «جوابش را نمی دهم چون گنده می شود» پس شما در این مورد با اسطوره پرسپولیس هم نظرید...

بله صددرصد، البته برخورد مردم در خیابان معمولا خیلی خوب است. خیلی کم پیش می آید کسی حرف ناجوری بزند.

فوتبال می بینید؟

نه فوتبال نگاه نمی کنم، چون اصلا روحیه رقابت طلبی ندارم. بیشتر دلم برای تیم حریف می سوزد حتی وقتی بازی های ملی است سعی می کنم خوشحال باشم اما بعد فکر می کنم مردم کشور مقابل ما هم الان به اندازه ما استرس دارند و می خواهند تیم شان برنده شود.

با اینکه فوتبال تماشا نمی کنم اما کسانی که فوتبال نگاه می کنند را خیلی دوست دارم. چون بعضی از اطرافیانم مثل خواهرم و همسرم به شدت فوتبالی هستند و می بینم که این کل کل کردن ها می تواند صمیمیتی در جامعه به وجود بیاورد.

به خاطر همین هم برزیل نرفتی؟

بله یکی از دلایلش همین بود.

آخرین کتابی که خواندی چه بود؟

خیلی دوست دارم مطالعه کنم و فیلم و سریال ببینم اما از وقتی پسرم به دنیا آمده مجبورم کتاب های گروه سنی کودکان را برای فرزندم بخوانم. اخیرا یک نمایشنامه خواندم به نام منهای دو که افشین هاشمی در حال ساخت فیلمی براساس آن است و من هم نقش کوتاهی در فیلم دارم. قبل تر هم دایی وانیا را دوباره بازخوانی کردم.

اتفاقات عجیب دوره ام کرده است

آخرین بازیگری که ترجیح می دهی با او هم بازی باشی از این گزینه ها چه کسی است؟ صدف طاهریان، رضا شفیعی جم یا احمد پورمخبر؟

احمد پورمخبر.

چند تا آخرین بار در زندگی ات تجربه کردی که نمی دانستی آخرین بار است؟

یک بار پدرم داشت ساختمانی می ساخت به من گفت: «از من و کارگرها عکس می گیری؟» من گفتم: «نه بابا باید بروم وقت ندارم.» تنبلی کردم و نرفتم دوربین بیاورم عکس بگیرم. نمی دانستم آن دفعه آخرین بار است و هر بار یادم می افتد، غصه می خورم.

وقتی لازم داری چیزی را فراموش کنی چی کار می کنی؟

خیلی دلم می خواست بتوانم راحت هر چیزی را فراموش کنم اما نمی توانم. هر بار سعی می کنم چیزی را فراموش کنم بدتر در ذهنم می ماند. به آن ماجرا آنقدر حرف می زنم که ماجرا خود به خود هیجان و کیفیتش را از دست بدهد.

اگر بگویند زمان مرگ می توانی یک شخص یا وسیله ای را همراهت ببری چه چیزی یا چه کسی را انتخاب می کنی؟

مهراب را که نمی برم چون آن دنیا هم باید کارهایش را انجام دهم، غذا درست کنم، لباس برایش بخرم. نویان هم که دوست دارم بعد از رفتن من صد سال بماند. خواهرهایم را دوست دارم ببرم. چون در اینجا خیلی به آنها احتیاج دارم و مطمئنم آن دنیا هم بدون خواهرانم نمی توانم زندگی کنم.

نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:یکشنبه 13 دی 1394 | نظرات() 

درباره جشن کریسمس و اهمیت بیشتر بدانیم - 2016

یکشنبه 13 دی 1394  04:32 ق.ظ

سال ۲۰۱۵ میلادی با تمام اتفاق های خوب و بدش به پایان رسید . هر چه بود دیگر تنها چند روز بیشتر از آن باقی نمانده .
وب سایت کارناوال - مهسا محرابی: سال ۲۰۱۵ میلادی با تمام اتفاق های خوب و بدش به پایان رسید . هر چه بود دیگر تنها چند روز بیشتر از آن باقی نمانده .

امیدوارم در این سال نسبت اتفاق های خوب که برایتان پیش آمده به نسبت اتفاق های بد بیشتر باشد . در هر صورت الان هوا , هوای عید است , هوای سال نوی میلادی و برپایی جشن , جشنی به نام جشن کریسمس …

اما داستان این جشن چیست ؟! چقدر از آن می دانید ؟!

قرار است قبل  از اینکه امسال تمام شود و جشن بگیریم فلسفه ی آن را بدانیم .

همه چیز در مورد جشن کریسمس

 درباره جشن کریسمس و اهمیت بیشتر بدانیم - 2016

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

سال نو یعنی چه !؟

 بهتر است قبل از این که وارد سال نو شویم به طور ریشه ای تمام و کمال بدانیم که سال نو به چه معناست ؟! البته هر چند همه ی ما کم و بیش با این مفهوم آشنا هستیم اما بهتر است کمی دقیق تر به این سال نو نگاه کنیم .

سال نو به روزی گفته می شود که وارد یک گاه شمار یا همان تاریخ جدید شویم , یعنی تقویمی که مبنای کشورمان است ۳۶۵ روز را پست سر گذاشته و وارد یک واحد جدید شود . همین بهانه یعنی قدم گذاشتن در یک سال جدید سبب شده تا در هر کشور و در هر تاریخ و فرهنگی جشن های مختلف و زیبایی برای گرامی داشت این روز برگزار شود  .

به عنوان مثال در جهان به جز کشور هایی که نورزو , همان عید پارسیان را جشن می گیرند , اکثر کشورهای دیگر ۱ ژانویه را در تقویم میلادی که بر اساس گاه شمار رومی است , به عنوان سال نوی میلادی در نظر می گیرند اما این  روز با روزی که جشن سال نوی میلادی برگزار می شود متفاوت است .

جالب است این را بدانید که اولین کشوری که ۱ ژانویه را به عنوان اولین روز سال انتخاب کرده کشور اسکاتلند بوده که ۱ ژانویه ی ۱۶۰۰ میلادی را به عنوان اولین روز سال نو در دنیا اعلام کرد .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

جشن کریسمس یا نوئل چیست ؟

تا به اینجا متوجه شدیم که سال نوی میلادی روز ۱ ژانویه است اما جشنی که برای برگزاری این روز میان مردمان مختلف در کشورهای مختلف برگزار می شود در روزهای مختلفی قبل یا بعد از این تاریخ بر گزار می شود .

اما به طور کلی جشنی که برای بزرگداشت سال نوی میلادی برگزار می شود جشن کریسمس یا نوئل است جشنی که در آئین مسیحیت  به مناسبت بزرگداشت زادروز عیسی مسیح برگزار می شود و ایامی ۱۲ روزه است که با سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز می شود تا ۶ ژانویه یا روز خاج شویان ( یکی دیگر از جشن های آئین مسیحیت که در آن پدیدار شدن خداوند را در قالب یک انسان یعنی همان عیسی مسیح جشن می گیرند .

) ادامه دارد و مردمان مختلف یکی از این روز ها را به عنوان جشن کریسمس , جشن می گیرند .

جشن کریسمس در میان مسیحیان به خصوص مسیحیان کشورهای ایالات متحده و کانادا یکی از مهمترین و اصلی ترین رویداد های آئین مسیحیت محسوب می شود .

 البته جایگاه این جشن با جشن عید پاک ( عید پاک یک عید مذهبی مسیحیت است که مسیحیان آن را جشن می گیرند و معتقدند که در این روز حضرت عیسی مسیح بعد از به صلیب شیده شدن دوباره زنده می شود  ; تاریخ برگزاری این عید متغییر و بین  ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل برگزار می شود )  که یک عید و آئین  بزرگ مذهبی در میان مسیحیان است کاملا متفاوت است .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

آئین های جشن کریسمس

برگزاری هر جشنی مسلما با آئین و رسوم خاصی همراه است , جشن کریسمس هم یکی از جشن هایی است که رسوم مخصوص به خود را دارد .

در کشورهای مختلف این جشن بنا به آداب و رسوم مردمان مختلف به روش های مختلفی برگزار می شود اما همه ی آن ها با هم وجه اشتراکی  دارند و آن هم این است که تمام مسیحیان در هر کجای دنیا که باشند روز میلاد مسیح را به کلیساها می روند و در خانه هایشان درخت کاجی را به شکل های مختلفی تزئین می کنند که البته این درخت هم برای خودش افسانه هایی دارد  که بهتر است افسانه های درخت کریسمس را هم بدانید .

این درخت که به سنبل کریسمس در دنیا بدل شده است , جایگاه ویژه و با ارزشی در میان تمام انسان ها در تمام دنیا دارد و حتی در ایران هم این درخت جایگاه مقدسی دارد و نمادی از جاودانگی است .

به عنوان مثال این جشن با وجود این که یک آئین مسیحی است اما در هند هم برگزار می شود اما نه به عنوان یک جشن مذهبی بلکه به عنوان یک مراسم تفریحی . البته با حال هم این مراسم از اهمیت ویژه ای در هند برخوردار است و نمادی از وحدت است , وحدتی میان تمام اقوام و ادیان مختلف در هند .

بهترین حالت جشن کریسمس در هند در شهر بندری گوا برگزار می شود که هر ساله تعداد زیادی گردشگر را نیز میزبانی می کند . مراسم این روز در هند با عنوان میسسا و گالو یا «کلاغ خروس» برگزار می شود که در آن کاتولیک ها هم شرکت می کنند .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

روز برگزاری جشن کریسمس در میان اقوام مختلف

بنا به دلایل زیادی از جمله تاریخی و عقیدتی و مذهبی این روز یا همان جشن کریسمس میان اقوام مختلف مسیحیت و در کشورهای مختلف , در تاریخ های مختلفی نیز برگزار می شود . عده ای این جشن را ۲۵ دسامبر , عده ای در شامگاه ۲۴ دسامبر و گروهی هم ۶ و ۷  ژانویه برگزار می کنند . به عنوان مثال  :

—اعضای کلیسای کاتولیک روم , پیروان آئین پروتستان و بیشتر افرادی که در دنیا عضو کلیساهای ارتودوکس هستند این جشن را ۲۵ دسامبر برگزار می کنند.

—مسیحیان ارتودوکس مقیم در کشورهایی از جمله اوکراین , روسیه و قسمتی از مردمان ساکن در ناحیه ی تاریخی فلسطین این جشن را در تاریخ ۷ ژانویه برگزار می کنند . دلیل اش هم این است که آن ها از گاه شمار ژولینی پیروی می کنند .

  ( گاه شماری که ژولینی یا یولیانی نوعی گاه شمار تغییر یافته از گاه شمار یا تاریخ رومی است , این گاه شمار توسط ژولیوس سزار در سال ۴۶ قبل از میلاد و در سال ۸ پس از میلاد توسط یکی از امپراتوان وقت روم به نام آگوستین سزار پایه گذاری شد که ماه های آن با سال میلادی یکسان است و با ۲۹ روزه شدن ماه فوریه کبیسه می شود .)

—همچنین افرادی که عضو کلیسای ارامنه هستند بنا به سنت خاصی که دارند روز میلاد مسیح و روز غسل تعمید ( یکی از آئین های مسیحیت برای پاک شدن از گناهان با آب جاری رودخانه یا دریا و … انجام می شود )  مسیح را با هم در یک روز یعنی ۶ ژانویه جشن می گیرند .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

پیشینه ی تاریخی کریسمس


اگر کمی در تاریخ دقیق شویم متوجه می شویم که مردمان مسیحی ادوار گذشته میان مراسم مذهبی بزرگداشت روز میلاد حضرت مسیح و تاریخ واقعی روز میلاد مسیح تفاوت قائل می شدند .

 البته چیزی که در تاریخ مشخص است این است که تاریخ دقیق و مشخصی از روز میلاد حضرت مسیح در دست نیست و تاریخ دانان دقیق نمی دانند که از چه روزی پیروان مسیح روز میلاد او را گرامی می داشتند , جالب این جا است که حتی در انجیل هم به طور مفصل در مورد تولد حضرت مسیح صحبت شده اما هیچ تاریخ دقیقی ار آن ذکر نشده است  .

نکته ی دیگری که در مورد این جشن و روز برگزاری آن در تاریخ ۲۵ دسامبر وجود دارد این است که در سرزمین هایی که تحت فرمان روم باستان بودند بسیاری از رومیان رخداد  بلندتر شدن روزها را که همراه بود با انقلاب زمستانی در نیمکره ی شمالی , با برگزاری جشن هایی گرامی می داشتند جشنی که در ۲۵ دسامبر همزمان با آئین رازوَرزی میترائیسم که بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا، بود , برگزار می شد .

 این جشن ها که تا تا تاریخ ۱ ژانویه ادامه پیدا می کرد مصادف بود با آغاز سال نو , به همین جهت کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان روزی که مسیح متولد شد جشن می گرفتند تا به آن مراسم رنگ و بویی مسیحی بدهند و به این امید داشتند که پیروان آئین میترا هم به آئین مسیحیت روی بیاورند همچنین مسیحیان به پیروان آئین میترا اجازه دادند تا مراسم مخصوص به خود را در روز میلاد مسیح برگزار کنند . این گونه بود که گویی در تاریخ , ۲۵ دسامبر را به عنوان روزی که مسیح متولد شد منصوب کردند .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

ریشه ی لغوی کریسمس

اگر بخواهیم به واژه ی کریسمس را دقیق مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که این واژه به چه معناست ببینیم که این واژه چه ریشه ای دارد ؟! کریسمس که در زبان انگلیسی به آن Christmas می گویند از لحاظ لغوی  «مراسم عشای ربانی (مَس) در روز مسیح» معنی می دهد .

 واژه ی کریسمس به معنای  ” جشن مسیح ” از  سال ۱۰۵۰ میلادی وارد زبان انگلیسی قدیمی شد البته در آن زمان به صورت  واژه ی Christes maesse بود که معنای جشن مسیح» می داد .

بر اساس تحقیقات مورخان و تاریخ دانان مشخص شد که واژه ی کوتاه شده ی کریسمس با عنوان Xmas برای اولین بار در قرن سیزدهم وارد زبان انگلیسی شد . در مورد این که این واژه از کجا آمده است تفکرات مختلفی وجود دارد . بر اساس این تفکرات معتقدند که واژه ی Christmas از یکی از کلمات زیر آمده است :

واژه ی ایتالیایی « ناتاله » (Natale)  | واژه ی فرانسوی « نوئل » (Noël) | واژه ی اسپانیایی « نَویداد » (Navidad) که همگی به معنای ” میلاد ” هستند و واژه ی آلمانی « وایناختِن» (Weihnachten) به معنی  ” شب تقدیس شده ” .

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

بابانوئل واقعی کیست ؟

شاید بتوان با قاطعیت گفت که سال نو یا کریسمس بدون بابانوئل هیچ معنایی ندارد . پیر مرد چاق و مهربانی که با موها و ریش های بلند سفیداش  و لباس و کلاه قرمز رنگش سوار بر کالاسکه ای که چند گوزن آن را می کشند , شب سال نو برایمان هدیه می آورد . اما بابانوئل در اصل کیست ؟!

بابانوئل در واقع یک کشیش مسیحی به نام سنت نیکولاس بوده که در حدود سده ی چهارم میلادی در منطقه ی ترکیه ی امروزی زندگی می کرده است . او به دلیل اینکه با کودکان رفتار بسیار مهربانی داشت در آن زمان شهرت پیدا کرد و همین رفتار او باعث شد تا در میان مسیحیان این اعتقاد به وجود بیاید که شب سال نو سنت نیکولاس که امروز او را با نام بابانوئل می شناسند بیاید و برایشان هدیه هایی بیاورد . در میان کودکان این عقیده با قوت بسیاری وجود دارد و آن ها شب سال نو جوراب های بلندی را به درخت کریسمس آویزان می کنند و بعد می خوابند به امید این که صبح کریسمس این جوراب ها از هدیه پر است …

اگر نگاهی به دفاتر تاریخ بیندازید می بینید که سنت نیکولاس در نقاشی های دوره ی رنسانس و قرون وسطایی به شکل پیر مرد قد بلند و نجیبی تصویر شده است  همین هم ایده ای بود برای بابانوئل های امروزی تا ظاهری شبیه به او داشته باشند .

جشنی که مخصوص بابانوئل یا همان سنت نیکولاس بود تا قرن شانزدهم در همه جای اروپا در روز ۶ دسامبر برگزار می شد و بعد از مدتی این جشن را بنا به دلایلی تنها به روتستان‌های هلند نسبت دادند , تا اینکه مهاجران هلندی به آمریکای شمالی رفتند و این رسمشان را به آمریکا بردند و همین شد که بابانوئل امروزی برای اولین بار در قرن نوزدهم در آمریکا محبوب شد .

امروز سنت نیکولاس را با نام های مختلفی از جمله بابانوئل (Papa noel)، سانتا کلوز (Santa claus) و سنت نیکولا (Saint Nicola) می شناسند .

جسد اولین بابانوئل یا همان سنت نیکولاس امروز در در کشور ترکیه در منطقه Demre وجود دارد و به دلیل اینکه به خوبی مومیایی شده بوده هنوز قسمت هایی از آن سالم باقی مانده است .

تصویر زیر , تصویری است از اولین بابانوئل که مورخان از روی جسد مومیایی شده ی او بازسازی کردند

همه چیز در مورد جشن کریسمس ( کریسمس مبارک )

 درباره جشن کریسمس و اهمیت بیشتر بدانیم - 2016 2

کلام پایانی…

صدایی که به گوش می رسد صدای سال ۲۰۱۶ است , سالی که کلی اتفاق و ماجرا با خود می آورد . آروز و خواست ما از خدا برای شما این است هدیه ی بابانوئل برای شما شادی باشد و آرامش و سلامتی …
http://zeot.org

نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:یکشنبه 13 دی 1394 | نظرات() 

برچسب ها: جشن کریسمس ،

چگونه در اینستاگرام به صورت اصولی تبلیغ کنیم ؟!-دی 94

یکشنبه 13 دی 1394  04:26 ق.ظ

از زمانی که وبلاگ ها در میان مردم به شهرت رسیدند، بازاریابی و تبلیغات از طریق افراد تاثیرگذار (influencer marketing) رواج یافت. اینستاگرام در حال حاضر آخرین معدن طلایی است که به عنوان پلت فورمی برای تبلیغات از آن استفاده می شود.
مجله پنجره خلاقیت: از زمانی که وبلاگ ها در میان مردم به شهرت رسیدند، بازاریابی و تبلیغات از طریق افراد تاثیرگذار (influencer marketing) رواج یافت. اینستاگرام در حال حاضر آخرین معدن طلایی است که به عنوان پلت فورمی برای تبلیغات از آن استفاده می شود. این پلت فورم برای انواع و اقسام شرکت ها به خوبی کار می کند؛ چه در زمینه کیف و کفش باشند یا تناسب اندام؛ چه موضوع کارشان گشت و گذار باشد یا تجارت الکترونیک و... اینستاگرام برگ برنده بیشتر برنده بوده است. حال سوال اینجاست که شما چگونه می توانید افراد تاثیرگذار اینستاگرام، که آنها را اینستاگرامر می نامند، پیدا کنید؟

چگونه در اینستاگرام به صورت اصولی تبلیغ کنیم ؟!-دی 94

سوال مهم تر این است که وقتی آنها را پیدا کردید، چطور می خواهید از آنها بخواهید که برایتان تبلیغات کنند؟ بیشتر شرکت ها و برندها این کار را به آژانس های تبلیغاتی ای واگذار می کنند که دپارتمان مخصوصی برای کار با اینستاگرامرها دارند. با این حال، اگر شما می خواهید خودتان این کار را انجام دهید، در زیر هفت سوال و نکته برای کار با این افراد را در اختیارتان قرار می دهیم.

آنها را در kik یا تلگرام پیدا کنید

Kik اپلیکیشنی است که به شما اجازه می دهد به راحتی پیام هایتان را بدون داشتن شماره تلفن یا ای میل طرف مقابل به او برسانید. این راهکار در تلگرام نیز عرضه شده است و می توان با داشتن ID فرد او را در این برنامه پیدا و با او صحبت کرد. اگر می خواهید با اینستاگرامرها در ارتباط باشید، باید یکی از این دو روش را انتخاب کنید.

چه مدت پست تبلیغاتی تان روی پیج قرار می گیرد؟

برخلاف پست های ارسالی در وبلاگ ها و وب سایت ها که به مدت طولانی یا برای همیشه در آنجا قرار می گیرند، اینستاگرامرها قوانین خاص تری برای تبلیغات در پیج شان دارند و به شما خواهند گفت که برای مدت معینی پست تبلیغاتی شما را در پیج نگه خواهندداشت. تعرفه تبلیغاتی نیز به میزان زمان درخواستی شما بستگی خواهدداشت. به هر حال شما باید بدانید که تبلیغات تان چند ساعت روی پیج قرار خواهد گرفت.

از اینستاگرامر مورد نظر درخواست کنید که تبلیغات تان را در ساعت مخصوصی روی پیج قرار دهد که معمولا افراد بیشتری آن را ببینند (به عنوان مثلا ساعات کاری یا نیمه های شب زمان مناسبی برای ارسال تبلیغات نیست).

اگر دنبال تبلیغات در اینستاگرام هستید، این هفت مورد را به خاطر داشته باشید

ضمنا شما می توانید از اینستاگرامر مورد نظر بخواهید که در بازه زمانی تعیین شده، چند بار تبلیغات شما را repost کند؛ این کار به معنای آن است که به عنوان مثال شما می خواهید آگهی تان به مدت دو ساعت روی پیج باشد ولی هر نیم ساعت یک بار پاک شده و مجددا روی پیج قرار بگیرد تا به اصطلاح آگهی تان هر نیم ساعت یک بار بالا بیاید. همچنین اطمینان حاصل کنید که فالوئرهای آن پیج همه ایرانی بوده و به اصطلاح فیک یا غیرواقعی نباشند.

آیا لینک ما را در بیو (bio) خود قرار می دهید؟

اینستاگرام به شما اجازه نمی دهد که در زیرنویس عکس هایتان از لینک استفاده کنید. تنها لینکی که می توانید در این رسانه اجتماعی استفاده کنید، در محدوده بیوگرافی پروفایل اینستاگرام قرار دارد. برخی از اینستاگرامرها با قرار دادن آگهی تان در پیج شان به طور رایگان لینک سات یا وبلاگ شما را نیز در بیو قرار می دهند اما برخی دیگر هزینه اضافی برای این کار دریافت می کنند. به هر حال اگر خواستید این کار را انجام دهید، مطمئن شوید که در زیرنویس تصویر تبلیغاتی تان این موضوع ذکر شود تا کاربران به راحتی بتوانند وارد سایت شما شوند.

با خرید تبلیغات طولانی مدت تخفیف بگیرید

قبل از این که این مورد را شرح دهیم، بدانید که بهتر است قبل خرید یکباره و طولانی مدت، پیج های مختلفی را امتحان کنید و هرکدام که بازدهی بیشتری داشت برای این کار انتخاب کنید. در ابتدا باید از اینستاگرامر بپرسید که هزینه یک پست برای مدت مشخص چقدر می شود.

اگر دنبال تبلیغات در اینستاگرام هستید، این هفت مورد را به خاطر داشته باشید

 زمانی که قیمت دست تان آمد، از او بپرسید که آیا برای خرید هفتگی یا ماهیانه تخفیفی در نظر گرفته است یا خیر. بیشتر اینستاگرامرها این تخفیف را در نظر می گیرند و آگهی شما را یک روز در میان یا هفته ای چند بار به نمایش در می آورند.

در مورد دیگر آگهی دهندگان سوال کنید

شاید برایتان مهم باشد که چه برندهای دیگری با اینستاگرامر کار می کنند. اگر در این باره سوال نکنید ممکن است روزی ببینید که آگهی شما بعد از آگهی رقیب اصلی تان قرار گرفته است!

قیمت ها به شدت متنوع است

تبلیغات در اینستاگرام بسیار گسترده است و هر فرد قیمت و تعرفه خاص خودش را دارد و این تعرفه ها به شکل چشمگیری با هم تفاوت دارند. حواس تان باشد که در ازای چه خدماتی چه پولی می دهید.

چگونه در اینستاگرام به صورت اصولی تبلیغ کنیم ؟!-دی 94

انواع حساب های کاربری در اینستاگرام

حساب های مختلفی در اینستاگرام وجود دارد. شما اگر می خواهید خودتان تبلیغات اینستاگرامی خود را بر عهده بگیرید، باید حواس تان به موارد زیر باشد:

پیج های موضوعی: تبلیغات در این پیج ها معمولا از پیج های دیگر ارزان تر است. پیج های موضوعی بر روی موضوع خاصی متمرکز هستند و به شخص خاصی وابستگی ندارند. آنها ممکن است فقط عکس هایی از حیوانات، طبیعت، عکس های کارتونی، جوک و لطیفه یا عکس های آموزشی ارسال کنند.

پیج های فروشگاهی: تعرفه تبلیغات در این پیج ها معمولا در حد وسط قیمت ها قرار دارد. تعداد فالوئر زیاد یکی از ویژگی های این پیج هاست و البته باید توجه داشته باشید که تعداد آگهی هایی که این اینستاگرامرها ارسال کنند نیز زیاد است.

پیج های شخصی وبلاگ نویسان یا دیگر افراد مشهور: اینگونه پیج ها اغلب بیشترین میزان قیمت در اینستاگرامرها را دارند. دلیل این موضوع نیز تاثیر زیاد این افراد روی کاربران شان است. به طوری که احتمالا تبلیغات در این پیج ها بازدهی بیشتری خواهد داشت. البته لازم به ذکر است که معمولا این افراد آگهی کمی ارسال می کنند و تا خودشان از کیفیت کالای شما اطمینان نداشته باشند، آن را تبلیغ نخواهند کرد.

کنافانجام پروژه های مهندسی عمران - انجام پایان نامه مدیریت - لوله پلی اتیلن - اسکلت فلزی



نوشته شده توسط: حمید رضا رنجبران | آخرین ویرایش:یکشنبه 13 دی 1394 | نظرات() 

برچسب ها: اینستاگرام ،

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو